دمش گرم ، باران را می گویم …
به شانه ام زد و گفت :
خسته شدی ، امروز تو استراحت کن ...
من به جایت می بارم . . .
برچسب: نویسنده: فاطمه حیدری تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 21:04